رفتن به محتوای اصلی

سوءقصد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به شهاب دارابی

سوءقصد نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی به شهاب دارابی
posted onSeptember 24, 2025
noدیدگاه

بنابر گزارشات منتشر شده و اظهارات منابع محلی، شهاب دارابی، بلاگر و فعال کارگری کوردستانی اهل اسلام آباد غرب از توابع استان کرمانشاه، که پیش‌تر به سه سال و یک روز حبس محکوم شده بود، از سوی نیروهای امنیتی جمهوری اسلامی ایران مورد سوئقصد قرار گرفت.

بنابر این گزارشات او پس از این حمله بشدت آسیب دیده و توسط مردم به بیمارستان اسلام‌آبادغرب منتقل و در بخش مراقبت‌های ویژه بستری شده است.

گزارش‌ها حاکی از وخامت حال دارابی است. شهاب دارابی به دلیل حمایت آشکار از اعتصاب‌های سراسری کامیون‌داران در سال‌های اخیر شناخته شده بود و بارها به همین دلیل تحت فشار نهادهای امنیتی قرار گرفته است.

شهاب دارابی کیست؟

شهاب دارابی، که با نام مستعار «یوز آسیا» در فضای مجازی شناخته می‌شود، یکی از صدها فعال کوردستانی است که با شجاعت به سیاست‌های سرکوب‌گرانه و اقتصادی حکومت ایران اعتراض کرده است. او که راننده کامیون است، با انتشار ویدیوها و مطالبی درباره مشکلات معیشتی رانندگان، حمایت از اعتصابات سراسری و نقد وضعیت انتخابات، صدای اعتراض خود را به گوش مردم رسانده است.

تاریخچه بازداشت‌های او نشان‌دهنده هزینه‌ای است که مخالفان فضای خاموش‌سازی آزادی بیان می‌پردازند: در اسفند ۱۴۰۲ دارابی به‌دلیل انتقاد از انتخابات نمایشی و فرمایش در ایران و نبود آزادی واقعی در انتخابات بازداشت و صفحه اینستاگرامش مسدود شد.

سپس در ۶ خرداد ۱۴۰۴، هم‌زمان با موج اعتصابات کامیون‌داران و تنها بدلیل انتشار ویدئوهای متعددی در حمایت از این اعتصاب، مأموران امنیتی ایران به منزلش یورش بردند و او را با خشونت بازداشت کردند. مدتی بعد، دادگاه او را به «توهین به مقدسات» و «نشر اکاذیب» محکوم به سه سال و یک روز حبس کرد.

این اقدامات حکومتی، علی‌رغم تلاش برای سرکوب صدای او، به نقطه‌ای از شهرت بیشتر او تبدیل شد و الهام‌بخش دیگر فعالان مدنی گردید.

چرا جمهوری اسلامی ایران از جنبش کوردستان میترسد؟

جمهوری اسلامی ایران، به دلیل ماهیت آزادی‌خواهانه و برابریطلبانه جنبش ملی-دمکراتیک کوردستان و نیز خواستِ حق تعین سرنوشت، هویت زبانی و فرهنگی فعالین کورد، این را به‌عنوان تهدیدی برای وحدت ایدئولوژیک و تداوم سلطه فاشیسم موجود قلمداد می‌کند.

حکومت بر این باور است که هر گونه تأکید بر زبان مادری، خودسازماندهی محلی و مطالبه حقوق سیاسی ــ حتی در چارچوب سیستم ایران ــ می‌تواند زمینه‌ساز گفتمان جدایی یا کاهش اقتدار مرکزی باشد؛ به همین دلیل، ملت کورد همواره با سرکوب، سانسور فرهنگی، بازداشت فعالان و محدودیت نهادهای مدنی مواجه شده‌اند.

این دشمنی نه صرفاً ناشی از اختلافات ملی، بلکه ریشه در ترسِ حکومت از قدرت گرفتن نهادهای مردمی در میان کُردها دارد که می‌توانند مدل مقاومتی برای سایر ملتها به‌حساب آیند و قلب فاشیسم حاکم بر ایران را هدف قرار دهد.

جنبش ملی-دمکراتیک کوردستان مستقیما بر سایر ملتهای تحت ستم ایران تاثیر شگرف و پراکتیکی داشته است و موجب شکلگیری جنبش‌های اعتراضی و مطالبات عدالت‌خواهانه‌ی در میان این ملتها شده است. به‌ویژه در جریان اعتراضات «زن، زندگی، آزادی» که از استانهای کوردستان آغاز شد، و پس از آن شعارها، روش‌ها و نمادهای کوردی به سراسر ایران سرایت کرد و الهام‌بخش سایر ملتهای تحت ستم این کشور شد.

بسیاری از معترضان در استان‌های فارسی‌زبان، بلوچ، ترکمن و آذربایجان، ریشه‌های مطالبه آزادی، برابری و کرامت را در مقاومت کوردها دیدند و از آن الگوبرداری کردند. در واقع، کوردها به عنوان پیشتازان مبارزه با استبداد در ایران عمل کرده‌اند و صدای اعتراض‌شان توانسته سایر اقوام و مناطق را به اتحاد و همبستگی در برابر جمهوری اسلامی سوق دهد.

و این است راز ترس حکومتهای حاکم بر ایران از جنبش آزادیخواهانه کوردستان از یک قرن پیش تاکنون.

استانهای کوردستان بیشترین آمار اعدام در ایران را دارند

در استان‌های کُردنشین ایران به ویژه در سال ۲۰۲۴ گزارش‌های جدی از اعدام‌ها منتشر شده است. بر اساس گزارش سازمان حقوق بشری هانا، دست‌کم ۱۲۴ شهروند کُرد در این سال اعدام شده‌اند، که فقط شامل مواردی است که این سازمان توانسته است ثبت کند و شمار واقعی ممکن است بسیار بیشتر باشد.

در گزارش سالانه شبکه حقوق بشر کردستان نیز آمده است که دو زن زندانی سیاسی کُرد، پخشان عزیزی و وریشه مرادی، به اعدام محکوم شده‌اند و چند شهروند دیگر که در جریان اعتراضات «ژن ژیان ئازادی» بازداشت شده‌اند، با خطر صدور حکم اعدام مواجه هستند.

هم‌چنین، گزارش‌های ماهانه شبکه حقوق بشر کردستان در تمامی ماه‌های سال خبر از اجرای اعدام برای محکومان کورد می‌دهند؛ به‌عنوان مثال، در بهمن ماه گزارشی منتشر شد که ۱۰ زندانی کورد در زندان‌های قزل‌حصار کرج، همدان و ندامتگاه مرکزی کرج به اتهامات متنوعی مثل «جاسوسی و افساد فی‌الارض» اعدام شده‌اند.

این داده‌ها نشان می‌دهند که استان‌های کوردستان، در فهرست مناطقی هستند که حکومت ایران در آن‌ها از مجازات اعدام به‌عنوان ابزار فشار و سرکوب استفاده می‌کند.

سرکوب در کوردستان و سانسور خبری

در استان‌های کوردستان ایران، رسانه‌های محلی مستقل تقریباً امکان بقا ندارند؛ تصاویر اعتراض‌ها، بازداشت‌ها و سرکوب در آن مناطق غالباً از طریق رسانه‌های کردی که در تبعید فعالیت می‌کنند پخش می‌شوند، اما رسانه‌های فارسی‌زبان در خارج از ایران نیز به‌ندرت چنین روایتی را برجسته می‌کنند یا اگر به آن بپردازند، آن را به حاشیه می‌راندند. با این عمل، آنها به همکار غیرمستقیم نهادهای سانسور جمهوری اسلامی بدل میشوند در سانسور اخبار بازداشتها و شکنجەها و سربه نیست کردنهای فعالین کوردستانی.

یکی از دلایل اصلی به حاشیه رانده‌شدن اخبار سرکوب در کوردستان، نه فقط سانسور حکومتی، بلکه ریشه‌های عمیق افکار مرکز‌گرا و فاشیستی در میان بخشی از به‌اصطلاح روشنفکران و فعالان سیاسی ایرانی است.

این جریان‌ها که سال‌ها خود را نماینده «ملت واحد ایران» معرفی کرده‌اند، عملاً هویت‌های ملی متنوع مانند کورد، بلوچ یا عرب را نادیده گرفته و حتی روایت‌های آزادی‌خواهانه‌ی آن‌ها را تهدیدی برای پروژه «یکپارچگی ملی» دانسته‌اند.به همین دلیل، وقتی خبر بازداشت یا اعدام فعالان کورد منتشر می‌شود، بسیاری از رسانه‌های فارسی‌زبان این موضوع را کوچک‌نمایی یا به سکوت برگزار می‌کنند، زیرا پذیرش واقعیت سرکوب کوردها را معادل پذیرش شکست روایت مرکز‌گرا می‌دانند.

این وضعیت حتی در بخشی از سازمان‌های حقوق بشری فارسی‌زبان خارج از ایران نیز بازتولید می‌شود؛ جایی که گزارش‌های مربوط به کوردستان یا بلوچستان غالباً خلاصه، دیرهنگام و با ادبیاتی خنثی منتشر می‌شوند. این رفتار ناشی از همان رسوب فکری است که عدالت و آزادی را فقط در چارچوب ملت‌سازی تک‌زبانه و تک‌فرهنگی می‌بیند و به همین دلیل، درد و رنج ملت‌های غیر‌فارس به حاشیه رانده می‌شود.

نتیجه آن است که فاشیسم پنهان در گفتمان به‌ظاهر دموکراتیک اپوزیسیون فارس زبان ایرانی، عملاً همان سیاست‌های تبعیض‌آمیز جمهوری اسلامی را در سطح روایت بازتولید می‌کند و صدای کوردها همچنان زیر فشار دوگانه‌ی «سرکوب حکومتی» و «انکار روشنفکری» خاموش می‌ماند.

 

گزارش: شهرام میرزائی