رفتن به محتوای اصلی

رفراندوم آری یا خیر بە جمهوری اسلامی

جنبش دانشجویی و مسٶلیت تاریخی

جنبش دانشجویی و مسٶلیت تاریخی
posted onDecember 7, 2018
noدیدگاه

 

جنبش دانشجویی بە رغم وجود گرایشات فکری مختلف در تمامیت خود نیرویی عظیم جهت نیل به اهداف و آرمان‌های والای اجتماعی و جلوگیری از انحطاط و پسرفت جوامع است. کارکرد جنبش دانشجویی کارکرد سیاسی معطوف به قدرت نیست بلکه در اصل معطوف به آرمان است و آرمان هم نمی‌تواند چیزی به غیر از تحقق حقوق بشر باشد.

فاکتورهای وجودی یک دانشجو اعم از نشاط و انرژی جوانی، حقیقت طلبی و آزادیخواهی و داشتن انگیزه و اراده قوی برای ایجاد تغییر مثبت در ساختارهای کهنه آنگاه که همه اینها با جویندگی دانش و آگاهی عجین می شوند، نقشی بی بدیل به دانشجو و جنبش دانشجویی می بخشد و در صورتی که در هر دوره تاریخی دانشجویان رسالت تاریخی خود را درک کرده و زیرکانه خود را از غلتیدن در بازیهای سیاسی، جناحی و حزبی محفوظ داشته و هویت مستقل خود را حفظ کنند، بدون شک مؤثرترین نیرو برای ایجاد تحولات عظیم اجتماعی و سیاسی خواهند بود.

گسستن از رویکردهای پیشین جنبش دانشجویی و رویگردانی از بازیهای جناحی اصلاح طلب و اصولگرا به وضوح در دانشگاهها دیده می شود که نمود آن برای نخستین بار در دی ماه ۹۶ با شعار «اصلاح طلب، اصولگرا دیگه تمومه ماجرا» از دانشگاه تهران آغاز شد و نوید بخش این بود که دانشگاه باری دیگر میتوانید جایگاه اصلی خویش یعنی مبارزه با قدرت خودکامه و کنش‌گری در جهت تحولات سیاسی را بازیابد.

اکنون ایران که در کشاکش بازیهای سیاسی و عقاید و باورهای ایدئولوژیک و فسیل گونه نه تنها شهروندان بلکه کشور نیز در مسیر نابودی قرار گرفته، جنبش دانشجویی بیش از هر زمان دیگری دارای رسالت و مسؤلیت است که باید آن را ادا نماید. در غیر این صورت یکی از مؤثرترین حلقه های تحول اجتماعی و نیل به دموکراسی مفقود خواهد بود و این باعث عدم دستیابی به نتایج مطلوب اجتماعی خواهد شد.

حلقه ای که متصل کننده دیگر جنبش‌ها و اقشار اجتماع چون جنبش کارگری و جنبش زنان است که با ویژگیهای منحصر به فرد خود بی بدیل است. ویژگی ممتازی که اکنون جنبش دانشجویی ایران دارد این است که بیش از ۵۰ درصد از جمعیت سه میلیونی دانشجویان را زنان تشکیل می‌دهند و این خود تغییری جدی در نوع رویکرد دانشجویان با مسائل پیش می آورد و حاکی از وجود پتانسیل قوی در مسیر تحول و توسعه است که در صورت بالفعل شدن در تمام پارامترها جامعه را ارتقا خواهد داد. دقیقا به همین دلیل است که تمام مستبدین و حکومتهای تمامیت خواه ترس و واهمه ای بزرگ از این جنبش‌ها داشته و دارند.

در ایران نیز این ترس و واهمه در دوره‌های تاریخی مختلف از دوره پهلوی گرفته تاکنون در برخورد قهرآمیز حکومت خود را نشان داده است که از نمودهای آن خود روز ۱۶ آذر۳۲ ، ۱۸ تیر ۷۸ ، اعتراضات ۸۸ و نیز برخوردهای همین روزهای اخیر از جمله رگ زنی دانشجویان حق طلب دانشگاه امیرکبیر از سوی بسیجیان اجیر شده در این دانشگاه است که عکسهای آن در فضای مجازی پخش شد و همه اینها ما را به یاد رگ زده شده امیرکبیر به خاطر توسعه ایران انداخت و باز هم به ما یادآور شد که جهالت و تحجر همواره در مقابل روشنایی و توسعه می ایستد.

اما آنچه آشکار است این است که جنبش های آزادی خواه و عدالت طلب تا دست یازیدن به آرمان‌های خویش نخواهند ایستاد.