شهرام میرزایی
بنابر گزارشات رسیده به آواتودی، پس از قتل ایلیا زادحسین، خانواده او در شرایطی دشوار و پررنجی به سر میبرند. به گفته عموی ایلیا، پدر این کودک بر اثر فشار روحی ناشی از این فاجعه توانایی تکلم خود را از دست داده و به دلیل وخامت جسمی و روانی به بیمارستان منتقل میشود.
ایلیا زادحسین، پسر ۹ سالهای اهل رشت، شامگاه سیزدهم مرداد ماه در حالی که در محله حمیدیان مشغول بازی بود، توسط مرد ۳۸ سالهای فریب خورده، ربوده شد. عامل این جنایت که شغلی مرتبط با نصب ماهواره و سرویس مدارس داشت، با وعده تهیه کابل بازی، ایلیا را به خودروی خود کشانده و پس از تجاوز و ضرب و جرح شدید، جسد او را بهطور فجیع در فضای بیرونی رها کرد.
نباید فراموش کرد که جمهوری اسلامی خود بزرگترین متجاوز به کودکان و نقش اصلی در قتل کودکان ملتهای ایران را دارد. در سالهای اخیر، ایران شاهد حوادث دردناک و ترویجکنندهی فقدان امنیت برای کودکان بوده است.
بنابر گزارشات موثق سازمانهای بین المللی در جریان اعتراضات گسترده سال ۱۴۰۱، دستکم ۷۰ کودک زیر ۱۸ سال توسط نیروهای امنیتی بهعلت شلیک مستقیم یا ضربوجرح جان خود را از دست دادند، بدون آنکه پرونده قضایی مستقلی درباره این قتلها بررسی شو.
همچنین، اجرای حکم اعدام بر کودک متهم به قتل—مانند مورد مهدي جهانپور، نوجوان ۱۶ سالهای که در زندان شیراز اعدام شد، نشاندهندهی ادامهی رویهای است که با قوانین بینالمللی حقوق کودک در تضاد آشکار قرار دارد.
افزون بر این، موارد فجیع قتل کودکانی که تحت عنوان «قتل ناموسی» توسط نزدیکانشان رخ دادهاند —مانند فاطمه سلطانی، دختر ۱۷ سالهای که توسط پدر خود در اسلامشهر به قتل رسید— بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشت و فوراً جامعه را به واکنش واداشت.
این روندها، همراه با سکوت رسمی و فقدان شفافیت در بازتاب واقعیتها، نارضایتی گستردهی جامعه مدنی و نهادهای حقوق بشری را در پی داشته است.
یک روانشناس اجتماعی ساکن ایران، با نام مستعار "زاگروس" طی مصاحبەای اختصاصی با آواتودی، در این رابطه اظهار داشت: "هنگامی که حکومت خود در جایگاه عامل اصلی خشونت قرار میگیرد، بهطور مستقیم و غیرمستقیم الگوی رفتاری جامعه را نیز شکل میدهد".
او افزود: "جمهوری اسلامی با استفاده گسترده از سرکوب، اعدامهای علنی، و کشتار معترضان، حتی کودکان، پیام روانی روشنی به جامعه منتقل میکند: خشونت ابزار مشروع حل مسائل است. این نوع پیام، نهتنها ترس و ناامنی عمیقی در ضمیر جمعی ایجاد میکند، بلکه باعث میشود افراد در سطوح پایینتر جامعه نیز برای حل تعارضها و بحرانهای خانوادگی به خشونت متوسل شوند".
این روانشناس اجتماعی یادآور شد: "از منظر روانشناسی، وقتی اقتدار حاکمیت بر اساس خشونت شکل بگیرد، جامعه نیز دچار نوعی شرطیسازی خشونتمحور میشود".
زاگروس از دید یک روانشناس که مستقیم ناظر تحولات اجتماعی ایران است گفت: "همچنین، تداوم فشارهای اقتصادی، سرکوب آزادیهای فردی و محدودیتهای اجتماعی از سوی حکومت، استرسهای مزمن و احساس بیقدرتی را در خانوادهها و شهروندان گسترش میدهد. چنین فضایی بستری مناسب برای افزایش بزهکاری و جنایاتی همچون کودککشی فراهم میکند".
او در ادامه متذکر شد: "ناامنی ناشی از اقدامات حاکمیت، احساس بیپناهی و بیاعتمادی به نهادهای مسئول را در مردم تقویت کرده و چرخه خشونت را از بالا به پایین بازتولید میکند. در این نگاه، حکومت نهتنها در حفاظت از کودکان ناکام است، بلکه با رفتارهای خود، بهطور مستقیم و غیرمستقیم، عامل گسترش ناامنی و جنایت علیه کودکان میشود".
او در ادامه افزود: " در ایران امروز نبود امنیت روانی و اجتماعی بهطور مستقیم حاصل عملکرد حکومتی است که خود به بزرگترین عامل خشونت بدل شده است. وقتی شهروندان – بهویژه کودکان و نوجوانان – نه در خانه، نه در مدرسه و نه در جامعه احساس امنیت نمیکنند و همواره در معرض فقر، تبعیض، سرکوب و خشونتاند، این یعنی بنیادیترین نیاز انسانی آنها برای زندگی سالم و رشد پایدار نابود شده است. از نگاه روانشناسی، جامعهای که امنیت را از دست بدهد، بهتدریج دچار فروپاشی اعتماد، افزایش آسیبهای روانی و بازتولید خشونت میشود؛ و در چنین شرایطی، حکومت بهجای حافظ امنیت، عامل اصلی تهدید آن است".
این کارشناس روانشناسی یادآور شد: " از منظر روانشناسی اجتماعی، باید تأکید کرد که قاتل نیز محصول مستقیم رفتار و ساختار حاکمیت است. حکومتی که دههها با اعدامهای علنی، سرکوب خونین، تبعیض سیستماتیک و ترویج خشونت بهعنوان ابزار اداره کشور عمل کرده، در واقع زمینه ذهنی و روانی جامعه را برای بازتولید همین خشونت فراهم میسازد. فردی که دست به قتل میزند، در خلأ تربیت انسانی، حمایت اجتماعی و امنیت روانی رشد کرده و در فضایی بزرگ شده که خود حکومت با اعمال خشونت روزمره آن را شکل داده است. به بیان دیگر، قاتل نه یک استثنا، بلکه برآیند طبیعی سیستمی است که خشونت را نهادینه کرده و به بخشی از زندگی روزمره بدل ساخته است".