یک مرد ۵۰ ساله ایرانی اهل مشهد، همسر سابق خود را در برابر چشمان دخترانش با ضربات متعدد چاقو به قتل رساند و سپس از محل گریخت.
بنابر گزارش رسانەهای ایران، این حادثه روز چهارشنبه ۱۹ شهریور، در خیابان مطهری شمالی شهر مشهد، در شمالشرقی ایران، رخ داد.
به نوشته روزنامەهای ایران، قربانی که زنی ۴۰ ساله بوده، پیشتر نیز از سوی همسر سابقش به مرگ تهدید شده بود. او بر اثر ضربات واردشده به پهلو و شکم جان باخته است.
قاتل که هویت او «مهرعلی» اعلام شده، پس از ارتکاب جرم در حضور فرزندانش، محل را ترک کرده و همچنان متواری است.
پیشتر نیز رسانەهای حکومتی ایران گزارش دادند که روز شنبه، چهارم شهریورماه، مردی ۴۵ ساله در منطقه چیتگر تهران، همسر و دختر ۱۳ سالهاش را با شلیک گلوله به قتل رساند.
زنکشی در ایران پدیدهای تلخ و رو به گسترش است که ریشه در ساختارهای مردسالارانه ایرانی و تفاسیر سختگیرانه از فرهنگ و شریعت اسلامی دارد؛ فرهنگی که بهجای حمایت از زنان، خشونت علیه آنان را در بسیاری از موارد توجیه یا حتی مشروع جلوه میدهد.
در این بستر، قوانین جمهوری اسلامی نه تنها بازدارنده نیستند، بلکه با مجازاتهای سبک و حمایتهای قانونی از مفاهیمی چون «ناموس»، زمینه را برای تداوم قتلهای خانوادگی و زنستیزی فراهم میکنند.
کارشناسان معتقدند که زنکشی در ایران تنها یک بحران اجتماعی نیست، بلکه آینهای روشن از رفتار و سیاستهای حکومت است که با نادیدهگرفتن حقوق انسانی زنان، سرکوب و خشونت را به هنجاری نهادینهشده در جامعه بدل کرده است.
در دهه اخیر در ایران، «زنکُشی» یا femicide روندی رو به افزایش داشته است و اندک آمار منتشر شده نشاندهنده وخامت این وضعیت است. بهعنوان نمونه، سازمانهای حقوق بشری گزارش دادەاند که در سال ۲۰۲۴، حداقل ۱۹۱ مورد زنکُشی ثبت شده است، که بیشتر آنها توسط بستگان نزدیک زن انجام شدهاند.
رسانهها نیز گزارش کردهاند که در سهماهه اول دورههای مشابه در سالهای ٢٠٢٢ تا ٢٠٢٤، دستکم ۸۵ زن و دختر توسط شوهران، پدران یا برادران خود کشته شدهاند.
همچنین ارقام سالانه نشان میدهد که در ٢٠٢٣ حدود ۱۵۶ مورد زنکشیدر ایران ثبت شده است، و در نیمه اول ٢٠٢٤ این تعداد در مقایسه با دوره مشابه سال قبل تقریباً ٦٠ درصد افزایش داشته است.
علاوه بر این، تحقیقها نشان میدهند که بسیاری از این قتلها نه تنها در رسانهها کمتر گزارش میشوند، بلکه در دستگاه قضایی با عناوینی چون «اختلاف خانوادگی» یا «قتل ناموسی» بسته به تفسیر مذهبی و فرهنگی، کمتر به چشم میآیند و پیگرد قانونی جدی برای آنها اعمال نمیشود.
در ایرانِ کنونی، رفتارهای سرکوبگرانه حکومت و نقض جدی حقوق بشر در کنار مشکلات اقتصادی شدید منجر به یک فروپاشی اخلاقی آشکار شده است؛ جامعهای که شاهد بازداشتهای فراقضایی، شکنجه، سانسور، و مجازات اعدام است، باورها و ارزشهای اساسی چون عدالت، کرامت انسانی، و حرمت زندگی روزبهروز دستخوش تزلزل میشوند.
این بحران اخلاقی همزمان با شرایط اقتصادی وخیم پیش میآید: تورم رسمی بین ٦٠ تا ۹۰ درصد گزارش شده است، ارزش ریال در مقابل ارزهای خارجی به شدت سقوط کرده و بهای کالاهای اساسی بهشدت افزایش یافته است، به حدی که شمار زیادی از خانوارها نمیتوانند گوشت، لبنیات یا مصرف پروتئین را تأمین کنند.
حدود ۸۰ درصد جمعیت در معرض فقر قرار دارند و نرخ بیکاری میان جوانان و زنان، به ویژه در استانهای فقیرتر، به سطوح نگرانکنندهای رسیده است. این وضعیت نه تنها زندگی اقتصادی مردم را بهشدت تحت فشار گذاشته، بلکه اعتماد عمومی به نهادهای حکومتی را نیز به شدت مخدوش کرده و احساس ناامنی اجتماعی را افزایش داده است.
در نتیجه، مجموعهای از عوامل از جمله سرکوب سیستماتیک سیاسی و فرهنگی، فروپاشی اخلاقی ناشی از رفتارهای ضدبشری حکومت، و بحران عمیق اقتصادی، بستری خطرناک برای افزایش خشونت در جامعه ایران فراهم کرده است.در چنین فضایی، خشونت خانوادگی و اجتماعی بهشدت رو به گسترش است و نمود بارز آن در افزایش قتلها، بهویژه زنکشی آشکار میشود.
این روند نه تنها بازتابی از فشارهای روانی، اقتصادی و اجتماعی است، بلکه ریشه در قوانین ضدزن جمهوری اسلامی و فرهنگ مردسالارانهای دارد که در ساختار حقوقی و اجتماعی کشور نهادینه شده است؛ قوانینی که با حمایت از مفاهیمی مانند «ناموس» و ارائه مجازاتهای سبک برای قتلهای موسوم به «ناموسی»، عملاً زمینه تداوم زنستیزی و خشونت علیه زنان را تقویت میکنند.
گزارش: شهرام میرزایی