یک گزارش تحلیلی تازه از موسسه مطالعات امنیت ملی تلآویو پرده از شبکهای سازمانیافته و چندلایه برمیدارد که نشان میدهد جمهوری اسلامی، برخلاف ادعاهای رسمی درباره «فلج شدن زیر فشار تحریمها»، در صنعت هواپیمایی خود یک سیستم پیچیده و هدفمند برای دور زدن تحریمهای بینالمللی بنا کرده است؛ سیستمی که نهفقط اقتصادی، بلکه عمیقاً امنیتی است.
بر اساس این گزارش، آنچه در ظاهر «پروازهای عادی» و «معاملات تجاری» به نظر میرسد، در واقع بخشی از اقتصاد سایه جمهوری اسلامی است: شبکهای متشکل از شرکتهای صوری و واسطهای در کشورهایی با شفافیت مالی پایین، مالکیتهای چندلایه و عمداً مبهم، جابهجایی سریع هواپیماها میان شرکتها و ثبتها، و مسیرهای پروازی پیچیده با فرودهای اضطراری ساختگی برای گمکردن رد پروازها.
هدف روشن است: ورود هواپیما به ایران، بدون آنکه رادارهای تحریمی متوجه شوند.
موسسه مطالعات امنیت ملی تلآویو تأکید میکند که این سازوکار، تنها برای سرپا نگه داشتن ناوگان فرسوده و زمینگیرشده ایران طراحی نشده است.
صنعت هواپیمایی، در این مدل، به یک ابزار چندمنظوره تبدیل شده، هم راه نجات لجستیکی برای رژیمی تحت تحریم، هم یک کانال مالی و عملیاتی برای پشتیبانی از شبکه نیروهای نیابتی در منطقه.
به بیان دیگر، هواپیماها فقط مسافر جابهجا نمیکنند؛ آنها حامل پول، تجهیزات، نیرو و نفوذ هستند.
آنچه «پرواز» نامیده میشود، در عمل بخشی از ماشین بیثباتسازی منطقهای جمهوری اسلامی است؛ ماشینی که با دور زدن قوانین بینالمللی، هزینه تحریمها را از دوش حاکمیت برمیدارد و آن را به مردم ایران و کشورهای منطقه تحمیل میکند.
این گزارش بار دیگر یک واقعیت را برجسته میکند: تحریمها، وقتی با شبکههای حرفهای اقتصاد زیرزمینی و چشمپوشیهای بینالمللی مواجه میشوند، الزاماً رفتار رژیم را تغییر نمیدهند. جمهوری اسلامی یاد گرفته چگونه در تاریکی پرواز کند.